شهید سرفراز جعفر عباسی

محل تولد: شیراز
شهرستان: شیراز
استان: فارس
 
نام پدر: علی محمد
تحصیلات: دیپلم
متولد: 1343/10/29

سوابق ورزشی:

فوتبال
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
120
مدت فعالیت:
ورزشکار- مربی
درجه و رتبه ی تخصصی:

نوع آثار ورزشی باقیمانده:

0
تعداد مدال قهرمانی:
0
تعداد حکم قهرمان:
0
تعداد کاپ قهرمانی:
0
احکام قهرمانی در سطح شهرستان:
0
در سطح استان:
0
در سطح کشوری:
0
در سطح بین المللی:
0
در سطح ملی:

مشخصات ایثارگری:

48 به ماه
مدت حضور در جبهه
پاسدار رسمی
نوع عضویت:
شلمچه
محل شهادت:
1365/10/25
تاریخ شهادت:
 
 
فرمانده گردان حضرت امام مهدی (عج)
مسولیت در جبهه:

وضعیت کنونی:

 
 
دفن شده
وضعیت پیکر شهید:
شیراز
شهرستان:
فارس
استان:
گلزار شهدای شیراز
نام گلزار:
روستا:
شهدا
قطعه:
بلوک:
 
 
1365/10/28
تاریخ دفن:

وصیت نامه:

زندگی نامه:

شهيد جعفر عباسی در سال 1343 در شيراز در چشم به جهان گشود.او در زمان انقلاب چهارده سال بيشتر نداشت اما با وجود سن کم در تظاهرات ها و راهپيمايي ها مي کرد. نوید شاهد فارس: شهيد جعفر عباسی در 29 بهمن 1343 در شيراز در يک خانواده مذهبي چشم به جهان گشود. دوران کودکي را در آغوش پر مهر خانواده گذراند و از همان کودکي وي را با قرآن و ديگر مسائل مذهبي آشنا کردند. دوران ابتدايي را در مدرسه حشمت  و راهنمايي را در مدرسه فرهنگ و متوسطه را در مدرسه ابوذر شيراز به پايان رساند. وي در زمان انقلاب چهارده سال بيش نداشت اما با وجود سن کمی که داشت درکش از اسلام و انقلاب آنقدر بود که وي را به خيابان ها براي شرکت در تظاهرات ها و راهپيمايي ها مي کشيد. با پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران وي نيز بسوي جبهه هاي جنگ حق عليه باطل شتافت. جعفر رشادت هاي زيادي از خود نشان داد به طوري که زبانزد تمام همرزمانش بود و دليرانه با دشمن به جنگ پرداخت و آرزوي شهادت در راه خدا را در سر مي پروراند. شهید جعفر عباسی در 25 دی ماه 1365 در منطقه شلمچه در عمليات کربلاي پنج با اصابت ترکش به پهلو زخمي شد و هنگامي که او را با تعدادي ديگر از زخميان با آمبولانس به پشت خط مي بردند. آمبولانس مورد هدف دشمنان از خدا بي خبر قرار مي گرد و وي به همراه تني چند از رزمندگان اسلام جان به جان آفرين تسليم مي کند. پيکر پاکش بر روي دستان مردم شهيد پرور شيراز تشييع و در گلزار شهداي شيراز به خاک سپرده شد.

تصاویر:

فیلم و صوت:

خاطرات:

اطاعت از فرمانده در جبهه که بودیم ایشان مسئولیت یگان خمپاره انداز را بر عهده داشت. چون سهمیه خمپاره ما کم بود، تلاش زیادی می کرد که سهمیه را افزایش دهدولی گویا به دستور بنی صدر تضییقاتی برای سپاه و بسیج در این زمینه ایجاد کرده بودند. ایشان رفت و با فرماندهان صحبت کرد که این بی کاری آزاردهنده است ولی نتیجه بخش نبود تا اینکه تصمیم گرفت از راه دیگری اقدام کند و آن تهیه مهمات از خرمشهر بود ولی خرمشهر در محاصره عراقی ها قرار داشت. ایشان با مشورت یکی از نیروهای اطلاعات و عملیات، طرحی برای نفوذ به خرمشهر آتهیه کرده بود که شبانه در لباس چوپانی از راه معینی به خرمشهر برود و با خود مهمات بیاورد. موضوع را با من و شهید علی اکبر عظیمی در میان گذاشت. ما نیز اعلام آمادگی کرده، مقدمات اجرای این طرح فراهم کردیم. ولی فرمانده ما پس از اطلاع از این تصمیم، با اقدام ما مخالفت کرد. وقتی سید ناصر مخالفت فرمانده را دید(علی رغم اشتیاق شدید به انجام این اقدام) منصرف شد و گفت: ما هر کاری که می کنیم باید با اطاعت فرمانده باشد در غیر این صورت اگر کشته شویم، کشته هوای نفس شده ایم و اگر مجروح شویم چون کارمان برای خدا نبوده ، جز گناه چیزی دیگر نصیبمان نخواهد شد. راوی یعقوب صادقی. صص 72 و 73  مطالعه جهت دار قبل از انقلاب اسلامی در مسجد اما محسن عسکری(ع) کتابخانه و نوارخانه ای به همت ایشان و تحت سرپرستی حجه الاسلام سید محمود علوی راه اندازی شده یود. سید ناصر علاوه بر سرپرستی و ادهره آن، نقش زیادی د ر هدایت و جهت دهی مطالعات مراجعین داشت. در یکی از روزها کتابی به نام «اولین ها و بهترین ها» می خواندم که حاوی اطلاعات عمومی درباره رکوردهای افراد در زمینه های مختلف بود. ایشان با مهربانی کنارم نشست و اول از این کتاب تعریف کرد و گفت، از اینکه به مطالعه علاقه مندی خیلی خوب استولی بهتر است کتابه ایی را مطالعه کنی که بجای افزایش معلومات و انباشت محفوظات، هوش و رفتار اجتماعی و دینی تو را تقویت کند و کتابی از موسسه در راه حق به من داد که برایم جالب و خواندنی بود. راوی امیرحمزه مهرابی ص

 

کلیه ی حقوق این وب سایت برای بسیج ورزشکاران کشور محفوظ است