گذری بر زندگینامه شهید «غلامرضا بینوا»
«غلامرضا بینوا» سال ۱۳۳۸ در شهر «خفر» از توابع «جهرم» به دنیا آمد. پدر و مادرش به سبب علاقهشان به حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) نام وی را «غلامرضا» گذاشتند.
وضعیت بد و نامطلوب اقتصادی و معیشتی خانواده غلامرضا باعث شد تا وی از همان اوان کودکی پا به پای پدر کار کند تا اینکه در هفت سالگی از نعمت پدر محروم و سرپرستی خانواده به او محول شد.
مشکلات زندگی و سختی کار باعث نشد او از کسب علم و دانش غافل شود و از همین روی روزها کار میکرد و شبها درس میخواند تا اینکه در سال ۱۳۵۵ موفق به اخذ مدرک سیکل شد که در آن زمان مدرک بالایی بود و بعد از آن در محضر اساتید حوزه علمیه، مدارج ترقی و دانش را طی کرد.
«غلامرضا» سال ۱۳۵۶ هنگامی که ۱۸ سالش بود، حین توزیع اعلامیههای امام خمینی (ره) در مسجد جامع عتیق شیراز دستگیر و در زندان «عادلآباد» شیراز حبس شد. وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، با تأسیس سپاه پاسداران وارد این نهاد انقلابی شد و در نهایت در ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ در فکه، به فیض شهادت نایل آمد و به برادر شهیدش «علیاصغر» پیوست.
از وی قبل از شهادتش نامهای که خطاب به برادر شهیدش در قالب راز و نیاز و درد دل، نوشته شده و به یادگار مانده که در بخشی از آن آمده است:
«بسم رب الشهدا، سلام ای برادرم! سلام من به روح پاک تو ای شهید به خون خفته! مرا تنها گذاشتی و رفتی؟ تو رفتی که در راه خدا جهاد کنی و واقعا از این خدمتی که تو کردی، خدا را راضی کردی. تو رفتی خدمت کردی با خون خودت؛ ولی ما در اینجا ماندهایم.
هیچ کاری از تن ما بر نمیآید و روز قیامت هم روسیاه هستم، ای برادر! تو را به خون شهیدت قسم میدهم که هرچه زودتر از خدا بخواهی که مرا از این زندگی ذلتبار نجات دهد و به نزد تو بیایم. هر چند که بازماندگان از درد من هم رنج خواهند برد؛ ولی چه کنم دوری تو برایم قابل تحمل نیست و هروقت به یاد تو میافتم، آرام ندارم.»