شهید سرفراز عبدالرضا اکبریان

محل تولد: فراشبند
شهرستان: فراشبند
استان: فارس
 
نام پدر: علی
تحصیلات: دیپلم
متولد: 1348/01/15

سوابق ورزشی:

دو و میدانی
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
32
مدت فعالیت:
ورزشکار
درجه و رتبه ی تخصصی:

نوع آثار ورزشی باقیمانده:

0
تعداد مدال قهرمانی:
0
تعداد حکم قهرمان:
0
تعداد کاپ قهرمانی:
0
احکام قهرمانی در سطح شهرستان:
0
در سطح استان:
0
در سطح کشوری:
0
در سطح بین المللی:
0
در سطح ملی:

مشخصات ایثارگری:

21 به ماه
مدت حضور در جبهه
بسیجی
نوع عضویت:
جنوب
محل شهادت:
1362/12/12
تاریخ شهادت:
 
 
رزمنده
مسولیت در جبهه:

وضعیت کنونی:

 
 
دفن شده
وضعیت پیکر شهید:
فراشبند
شهرستان:
فارس
استان:
گلزار شهدای فراشبند
نام گلزار:
روستا:
21
قطعه:
بلوک:
 
 
1362/12/20
تاریخ دفن:

وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه شهيد عبدالرضا اکبريان (قسمتي از متن موجود نمي باشد) و زينب وار هديه راه حسين نمودي اي مادر بر بالين جسدم همچون کوه حفارم ؟؟؟ و بر ؟؟؟ تاريخ بخند و بياد امام حسين(ع) گريه کن اگر ؟؟؟ گريه کني.مادرم تو و من همديگر را خوب مي شناسيم از آن روزي که شعار مرگ بر شاه سر مي دادم ترک سر کردم در پايان از مردم مي خواهم هنگام دفنم براي يک بار جسدم را بر فراز دست ها به بالا برند تا دنيا طلبان و منافقين و فراريان از مرگ بدانند که جز اندکي پارچه سفيد هيچ از اين دنيا مادي نمي برم و به آنان بگوئيد که الدنيا مزرعة الاخره .دنيا مزرعه ايست از براي آخرت پس تخم معنويت بکاريد تا آنجا خوب بدرويد. والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته بنده خدا عبدالرضا اکبريان . خدايا خدايا تا انقلاب مهدي حتي کنار مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بکاه و به عمر او بيفزا

زندگی نامه:

بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد عبدالرضا اکبريان شهيد عبدالرضا اکبريان فرزند مصطفي متولد سال 1348 در خانواده کارگر و مذهبي و پر فرزند متولد شد او از همان ابتداي زندگي در کنار خانواده و پدر ه مسجد مي رفت و در کنار پدر به باغ و مزرعه مي رفت او دوران ابتدايي را به خوبي و با موفقيت در دبستان شوريده سابق گذراند و تابستان ها نيز در مسجد به مکتب براي فراگيري قرآن و احکام شرعي مي رفت او بيشتر اوقات نيز به پدر و مادر کمک مي کرد و از همان دوران کودکي علاقه عجيبي به مسجد و نماز و قرآن داشت و هميشه مسائل اسلامي را در تمام کارهايش انجام مي داد و از غيبت و گناه دوري مي کرد او بسيار با خواهران و برادران خود صميمي و مهربان بود و در ضمن از همان دوران بود که استعداد خود را در کارهاي فني نشان داد بعد از دوره ابتدايي که وارد مدرسه راهنمايي شد با توجه به آموخته ها بويژه در کارهاي فني و تخصصي کارهايي انجام داد که هنوز کارهاي علمي او موجود مي باشد او هميشه به همه خواهران و برادران خود گوشزد مي کرد که احترام پدر و مادر خود را داشته باشند و در تمام مسائل خدا و پيامبر را راهنما و ادامه دهنده خود قرار دهند با شروع جنگ و همان اوايل انقلاب با بسيج و سپاه انس گرفت و در پايگاه بسيج کارهاي بسياري انجام مي داد و چون در خط و نقاشي نيز هنرمند بود کارهاي هنري فراواني انجام داد و بعد از مدت کوتاهي به ميدان جنگ رفت و مدتي بعد لباس مقدس سپاه را پوشيد و واقعاً الگوي خوبي براي تمام اقوام و دوستان شده بود و هنگام مرخصي به ديدن اقوام و خويشان مي رفت به ويژه به خانه خواهران مي رفت و بسيار با همه صميمي بود.بسيار علاقه مند به احترام و خضوع در مقابل پدر و مادر بود و هميشه همانند دوست صميمي با پدر به ويژه مادر زحمتکش رفتار مي کرد و در آخرين حضورش در جنگ هنگامي که گردان الفتح به وسيله دشمنان بعثي بمباران شد به کمک مجروحين شتافت و بعد از اين واقعه دلخراش حاضر به مرخصي رفتن به ديار خود نشد و در عمليات خيبر هر چند خسته بود شرکت کرد و در منطقه طلائيه مفقود الاثر شد و بعد از سال هاي مديدي بعد از شناسايي به زادگاه خود فراشبند برگشت و با شکوه فراوان در هيئت عزاداري امام حسين(ع) تشييع شد و اين مرد خدايي به خدا پيوست.روحش شاد و يادش گرامي باد
بسم الله الرحمن الرحيم نام و نام خانوادگي : عبدالرضا اکبريان ، تاريخ تولد: 1348،تاريخ و محل شهادت: 12/12/63 طلائيه.فراشبند دبستان شهيد آقايي و مدرسه راهنمايي برنياني فراشبند .دبيرستان مطهري تحصيل کرده است .خانواده مستضعف دارد که در تمام دوران زندگي يا کارگري و باغباني زندگي نموده اند . مذهبي و متدين و اهل مسجد و جلسات امام حسين (ع) و پيرو ولايت فقيه و طرفدار سرسخت انقلاب اسلامي .برخوردش با دوستان خنده رو و کوچک نفس بود .در دوران مدرسه علاقه شديد به هنر داشت به طوري که از يک راديوي کوچک يک دستگاه بي سيم ساخته بود . پس از پيروزي انقلاب اسلامي و مخصوصا در جبهه مدت ها در واحد تبليغات تيپ المهدي (عج) خدمت کرد . در راهپيمايي و مراسم شرکت مي کرد .با کليه گروهک هاي ضد انقلاب مخالف بود و پيرو ولايت فقييه و مطيع امر امام و يک حزب الهي مطيع رهبر بود .اين جنگ نا برابر را توطئه امپرياليسم جهاني به سرگرداني آمريکايي جهان خوار مي دانست که نوکر سرسپرده اش صدام کافر اين پرچم خيانت کار آن را به دست گرفته بود و به دستور شيطان بزرگ و عليه انقلاب اسلامي و ملت مظلوم ايران قد برافراشته و حقانيت از آن ملت سرافراز ايران است و بس .ابتدا با لبيک به نداي پيامبر گونه رهبر کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) با بسيج عازم منطقه جنگي شد و در نهايت ؟؟؟ به لباس مقدس پاسداري مي شود از سال 1360عازم جبهه حق عليه باطل شد و در پايان شهادت که تاريخ 12/12/63 بود .در جبهه هايي که حضور داشت از قبيل : غرب منطقه شير کوه .جنوب (عمليات آزادي خرمشهر ـ عمليات رمضان ـ در منطقه سومار ـ عمليات خيبر ـمنطقه طلائيه ـ جفير بوده است .با روحيه کاملا بالا از اعزام به جبهه و با خوشحالي در عمليات ها شرکت مي کرد . يک پس از شهادت و سفارش در اطاعت از امام و صبر خانواده در شهادتش آخرين توصيه را کرده بود .در عمليات طلايه مورد اصابت مستقيم دشمن قرار گرفته است و شهيد شد .از اتفاقات مهم در زمان جنگ که در جلو چشمانش عده زيادي از بهترين دوستان و همرزمانش به خاک و خون خفتند .اما او با عزتي ؟؟؟ با وجودي که گردان فتح توان جنگ در آن برهه را نداشت به علت شهيد شدن تماني فرماندهان و اکثر نيروهاي گردان در بمباران شهيد شدند . اما شهيد اکبريان وارد گردان ديگري از تيپ شد و در عمليات شرکت نمود .شهيد قبل از انقلاب دانش آموز بود و مدتي بعد از انقلاب هم به درس اشتغال داشته است تا زمان جنگ ؟؟؟ و امر مقاوم ولايت فقيه عازم جبهه هاي حق عليه باطل گرديده و در تمام جلسات مذهبي شرکت نموده است . لازم به ذکر است که دوران انقلاب به وجود دانش آمورز بودن همگام با امت شهيد پرور فراشبند در تظاهرات بر عليه رژيم شاهنشامي شرکت نمود .اوقات فراغت خود را فقط با نماز و با جلسه روضه خواني امام حسين (ع) در مسجد حضور مي يافت .روحش شاد و يادش گرامي باد .

تصاویر:

فیلم و صوت:

خاطرات:

 

کلیه ی حقوق این وب سایت برای بسیج ورزشکاران کشور محفوظ است