شهید سرفراز عبدالحمید زینلی

محل تولد: گراش
شهرستان: گراش
استان: فارس
 
نام پدر: زینل
تحصیلات: دیپلم
متولد: 1345/01/01

سوابق ورزشی:

فوتبال
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
36
مدت فعالیت:
ورزشکار
درجه و رتبه ی تخصصی:

نوع آثار ورزشی باقیمانده:

0
تعداد مدال قهرمانی:
0
تعداد حکم قهرمان:
0
تعداد کاپ قهرمانی:
0
احکام قهرمانی در سطح شهرستان:
0
در سطح استان:
0
در سطح کشوری:
0
در سطح بین المللی:
0
در سطح ملی:

مشخصات ایثارگری:

16 به ماه
مدت حضور در جبهه
پاسدار رسمی
نوع عضویت:
خرمشهر -آبادان
محل شهادت:
1364/10/18
تاریخ شهادت:
 
 
رزمنده
مسولیت در جبهه:

وضعیت کنونی:

 
 
دفن شده
وضعیت پیکر شهید:
گراش
شهرستان:
فارس
استان:
شهدای گراش
نام گلزار:
شهرستان گراش -شهر گراش
روستا:
قطعه:
بلوک:
 
 
1364/10/20
تاریخ دفن:

وصیت نامه:

وصیت نامه شهید سلام بر مهدی (عج) سلام بر نایبش امام خمینی، سلام بر شهیدان و درود بر تمام مسلمین جهان، مادر وپدر عزیزم اگر شهید شدم برایم گریه نکنید چون من خود می خواستم و وظیفه ام بود. خدا من را به شما داد وظیفه شما بود که مرا تربیت کنید و کردید، پس ناراحت نباشید. پیام من به ملت ایران این است که با گروهک های منافق بجنگید و نابودشان کنند و راه شهیدان را ادامه دهند. پیام من به دولت این است که امام و شخصیت های مملکتی را از هر نقطه حفظ کنند تا ریشه آمریکا کنده شود. تمام ملت باید گوش به فرمان امام باشد زیرا که نائب امام زمان است. امیدوارم که تا به حال گناهی کرده ام خدا مرا ببخشد و مرا جزء یاران امام زمان گرداند....

زندگی نامه:

تصاویر:

فیلم و صوت:

خاطرات:

اطاعت از فرمانده در جبهه که بودیم ایشان مسئولیت یگان خمپاره انداز را بر عهده داشت. چون سهمیه خمپاره ما کم بود، تلاش زیادی می کرد که سهمیه را افزایش دهدولی گویا به دستور بنی صدر تضییقاتی برای سپاه و بسیج در این زمینه ایجاد کرده بودند. ایشان رفت و با فرماندهان صحبت کرد که این بی کاری آزاردهنده است ولی نتیجه بخش نبود تا اینکه تصمیم گرفت از راه دیگری اقدام کند و آن تهیه مهمات از خرمشهر بود ولی خرمشهر در محاصره عراقی ها قرار داشت. ایشان با مشورت یکی از نیروهای اطلاعات و عملیات، طرحی برای نفوذ به خرمشهر آتهیه کرده بود که شبانه در لباس چوپانی از راه معینی به خرمشهر برود و با خود مهمات بیاورد. موضوع را با من و شهید علی اکبر عظیمی در میان گذاشت. ما نیز اعلام آمادگی کرده، مقدمات اجرای این طرح فراهم کردیم. ولی فرمانده ما پس از اطلاع از این تصمیم، با اقدام ما مخالفت کرد. وقتی سید ناصر مخالفت فرمانده را دید(علی رغم اشتیاق شدید به انجام این اقدام) منصرف شد و گفت: ما هر کاری که می کنیم باید با اطاعت فرمانده باشد در غیر این صورت اگر کشته شویم، کشته هوای نفس شده ایم و اگر مجروح شویم چون کارمان برای خدا نبوده ، جز گناه چیزی دیگر نصیبمان نخواهد شد. راوی یعقوب صادقی. صص 72 و 73  مطالعه جهت دار قبل از انقلاب اسلامی در مسجد اما محسن عسکری(ع) کتابخانه و نوارخانه ای به همت ایشان و تحت سرپرستی حجه الاسلام سید محمود علوی راه اندازی شده یود. سید ناصر علاوه بر سرپرستی و ادهره آن، نقش زیادی د ر هدایت و جهت دهی مطالعات مراجعین داشت. در یکی از روزها کتابی به نام «اولین ها و بهترین ها» می خواندم که حاوی اطلاعات عمومی درباره رکوردهای افراد در زمینه های مختلف بود. ایشان با مهربانی کنارم نشست و اول از این کتاب تعریف کرد و گفت، از اینکه به مطالعه علاقه مندی خیلی خوب استولی بهتر است کتابه ایی را مطالعه کنی که بجای افزایش معلومات و انباشت محفوظات، هوش و رفتار اجتماعی و دینی تو را تقویت کند و کتابی از موسسه در راه حق به من داد که برایم جالب و خواندنی بود. راوی امیرحمزه مهرابی ص

 

کلیه ی حقوق این وب سایت برای بسیج ورزشکاران کشور محفوظ است