شهید سرفراز قاسم بهادری

محل تولد: گراش
شهرستان: گراش
استان: فارس
 
نام پدر: حسین
تحصیلات: دیپلم
متولد: 1345/01/01

سوابق ورزشی:

شنا
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
72
مدت فعالیت:
ورزشکار
درجه و رتبه ی تخصصی:

نوع آثار ورزشی باقیمانده:

0
تعداد مدال قهرمانی:
0
تعداد حکم قهرمان:
0
تعداد کاپ قهرمانی:
0
احکام قهرمانی در سطح شهرستان:
0
در سطح استان:
0
در سطح کشوری:
0
در سطح بین المللی:
0
در سطح ملی:

مشخصات ایثارگری:

36 به ماه
مدت حضور در جبهه
پاسدار رسمی
نوع عضویت:
شلمچه
محل شهادت:
1365/01/01
تاریخ شهادت:
 
 
معاون گردان
مسولیت در جبهه:

وضعیت کنونی:

 
 
دفن شده
وضعیت پیکر شهید:
گراش
شهرستان:
فارس
استان:
شهدای گراش
نام گلزار:
شهر گراش
روستا:
قطعه:
بلوک:
 
 
1365/10/24
تاریخ دفن:

وصیت نامه:

زندگی نامه:

سردار شهید قاسم بهادری در سال 1342 و اندک زمانی بعد از واقعه خونین 15 خرداد در گراش و در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود . دوران کودکی را در این شهر گذراند و در هفتمین بهار زندگی وارد حیطه علم و دانش گردید. وی تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی ادامه داد و این در حالی بود که ایران قهرمان در آستانۀ تحولی عظیم ، می رفت تا آخرین ریشه های استبداد و استعمار را از ریشه برکنده وحکومتی اسلامی و مردمی را بنیان نهد . صدق و صفا ، تواضع و فروتنی ، به چهرۀ آسمانی او آرامشی خاص بخشیده بود و همین خلوص صادقانه ، او را به خیل بسیجیان – این بزرگ مردان گمنام – در آورد . پاسدار شهیدقاسم بهادری پس از شروع جنگ تحمیلی در هیأت یک بسیجی ساده، راهی جبهه های حق علیه باطل گردیدو صحنه های مبارزه را عرصۀ جنگ آوری و دلاور مردی خود ساخت. وی در ادامه به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و عاشق تر از پیش ، گامهای استوار خود را بر خاک گرم خوزستان قهرمان نهاد و در بسیاری از عملیاتها شرکت کرد . فرماندهی گردان لشکر 33 المهدی (عج) از جمله مسؤولیتهایی است که شهید در مدت زمان حضور در جبهه عهده دار گردید و به خوبی از انجام این مسؤولیت خطیر برآمد. عملیات کربلای 5 خاطره پرواز هزاران پرنده سبکبالی است که در راه دفاع از کیان اسلامی از خون سرخ خویش گذشته و با بالهایی خونین در سمت اشراق آفتاب به پرواز در آمدند.خاک تفتیدۀجنوب ، شقایقزارخون شهید بهادری و هزاران عاشق گلگون کفنی است که عارفانه زندگی را به شوق شهادت زیستند و شهادت را به شوق دیدار دوست در سماعی عاشقانه در خاک و خون غلتیدند. در تاریخ 25 دیماه 1365 آسمان شلمچه ، غروب چشمان آسمان ، مرد غریبی را گریست که ریشه در خون و حماسه داشت ، مردی که با خون خود نهال نوپای انقلاب را آبیاری کرد و اینک از آن همه خوبی ، خاطراتی زخمی مانده است و برگهایی سرخ از وصیتنامۀ خونینش که به عنوان حسن ختام ، سطوری از آن را مرور می کنیم: "من بر اساس رسالت و مسؤولیتی که احساس نمودم ، در راه الله و برای پاسداری از انقلاب کبیر اسلامی که خونبهای هزاران شهید و معلول است به طور داوطلبانه به جبهه رفته و به جنگ علیه ضد خدا پرداختم . من گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه می دانم . به امید جهانی شدن اسلام عزیز."

تصاویر:

فیلم و صوت:

خاطرات:

 

کلیه ی حقوق این وب سایت برای بسیج ورزشکاران کشور محفوظ است