شهید سرفراز حمیدرضا فرخی

محل تولد: شیراز
شهرستان: شیراز
استان: فارس
 
نام پدر: ..
تحصیلات: فوق دیپلم
متولد: 1341/07/28

سوابق ورزشی:

تیراندازی
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
48
مدت فعالیت:
مربی - ورزشکار-مربی آموزش نظامی
درجه و رتبه ی تخصصی:
کوه نوردی
رشته ی ورزشی:
ورزشکار
عنوان ورزشی:
60
مدت فعالیت:
مربی - ورزشکار-مربی آموزش نظامی
درجه و رتبه ی تخصصی:

نوع آثار ورزشی باقیمانده:

0
تعداد مدال قهرمانی:
0
تعداد حکم قهرمان:
0
تعداد کاپ قهرمانی:
0
احکام قهرمانی در سطح شهرستان:
0
در سطح استان:
0
در سطح کشوری:
0
در سطح بین المللی:
0
در سطح ملی:

مشخصات ایثارگری:

48 به ماه
مدت حضور در جبهه
پاسدار رسمی
نوع عضویت:
شرق دجله
محل شهادت:
1363/12/25
تاریخ شهادت:
 
 
مسئول آموزش نظامی لشکر 33المهدی
مسولیت در جبهه:

وضعیت کنونی:

 
 
دفن شده
وضعیت پیکر شهید:
شیراز
شهرستان:
فارس
استان:
شهدای دارالرحمه شیراز
نام گلزار:
روستا:
قطعه:
بلوک:
 
 
1363/12/29
تاریخ دفن:

وصیت نامه:

وصیت نامه شهید بسم الله الرحمن الرحیم و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیا عند ربهم یرزقون گمان مبرید کسانیکه در راه خدا کشته می شوند، مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند. من محمود دایه علی وصیت نامه ی خود را به نام خدا و در راه تداوم انقلاب اسلامی به رهبری زعیم عالیقدر امام امت خمینی روح خدا شروع می کنم، ای مردم مسلمان و مستضعف ایران این انقلاب را به رهبری امام امت ادامه دهید ما ملت ایران خیلی خون داده ایم که این انقلاب به پیروزی برسد نکند که از رهنمودهای امام سرپیچی کنید و امام را تنها بگذارید او نایب امام زمان (عج) است. نگذارید خون این شهیدان پایمال شود ما هرچه خون بدهیم انقلابمان پایدارتر می شود، این آمریکائی خائن با کمک منافقین دارند شاخ و برگ این نهال انقلاب را می ریزند ما باید نگذاریم که این ابرقدرتها، واسطه های داخلی آنها به این انقلاب ضرور زیان برسانند. اگرچه همه را بکشند ما باید تا آخرین قطره ی خونمان را به پای این نهال انقلاب بریزیم و آن را آبیاری کرده و رشدش بدهیم. در زمان امام حسین (ع) امام را تنها گذاشتند حالا که امام خمینی راه او را می رود ما نباید اورا تنها بگذاریم. از خانواده ام می خواهم که خط امام را ادامه دهند و از مادرم می خواهم برادرهایم را در بسیج شرکت دهد تا اگر روزی به شهادت رسیدم بتوانند ادامه دهنده ی راه من باشند. از برادرهایم می خواهم که بعد از من اسلحه را به دوش بگیرند و خون خودشان را به پای درخت اسلام بریزند تا درخت اسلام بارورتر گردد. هرکس امام را قبول نداشته باشد و سر قبر من بیاید به خون تمام شهیدان خیانت کرده است. پدر و مادرم! ما امروز در زمان امتحان هستیم چون در جبهه وجود دارد حسینی و یزیدی و من راه حسین را انتخاب کرده ام شما هم از فرصت استفاده کنید و به جبهه حسین بپیوندید. در هر کربلائی امام حسینی وجود دارد و حسین امروز با خمینی است. در وجود امام عزیز دقت کنید و با شناخت کامل راه او را ادامه دهید؛ مادرم می دانم که در انتظار آمدن من هستید و هم اکنون دعا می کنی اما حرف من به برادرانم این است که یکی یکی به جبهه های حق علیه باطل فرستاده شوند؛ من برای آنها طلب پیروزی بعد از شهادت می کنم. دوستانم در پیروزی ما در این جنگ هیچ شکی نداشته باشید این سخنان را به عنوان یک شهید می گویم که اگر وحدت خودمان را از دست بدهیم و امام را تنها بگذاریم به خون تمام شهیدان خیانت کرده ایم و خدا شما را نمی بخشد. فقط در خط امام حرکت کنید و بدانید بهترین تسلیت برای من انتقام گرفتن خون تمام شهیدان است....

زندگی نامه:

شهید حمیدرضا فرخی روز بیست و هشتم مهرماه سال 1341، حمیدرضا در شهر شیراز متولد شد. از همان آغاز کودکی قراعت کلام الله مجید را فرا گرفت و روح و جانش با کلام وحی آشنا گشت. در همان سنین نیز به همراه پدر به زیارت خانه خدا مشرف شد. تحصیلاتش را تا اخذ مدرک دیپلم از دبیرستان خوارزمی ادامه داد و در جریان مبارزات امام امت (ره) به یاری تظاهرکنندگان برخاست. بعد از پیروزی انقلاب نیز سبزپوش دشت شقایق سپاه پاسداران شد و از طریق بسیج سپاه پاسداران استان فارس به جبهه اعزام گردید. او در عملیات های بی شماری از جمله عملیات بدر حضور یافت و بارها زخم عشق را به جان خرید. در شهر نیز فرماندهی آموزش نظامی نیروهای نظامی بسیجی را پذیرفت. و سرانجام گلوله ی سربی تانک بعثیان در روز بیست و پنجم اسفندماه سال 1363 در جنوب دجله به سنگر اصابت کرد. حمیدرضا و چند تن از دوستانش از برهوت خاک به ملکوت پرواز کردند. عملیات بدر یادمان پرواز این رعناقامت 22 ساله است. بعد از انقلاب نیز در نهاد مقدس سپاه پاسداران مشغول به کار شد و پس از مدت کوتاهی با شروع جنگ تحمیلی به جبهه اعزام گردید. شور و شوق عارفان‌های که از حنجره آسمانی او بیرون می‌آمد فضای ملکوتی جبهه را از عطر نوای خوش توسل و کمیل معطر می‌ساخت. شهید فرخی در مدت زمان حضور در جبهه در عملیات های متعددی از جمله عملیات بدر شرکت کرد و جسم شریفش بارها آماج تیر و ترکش دشمن بعثی قرارگرفت. وی علاوه بر مسئولیت‌های خطیری که در جبهه به عهده داشت در پشت جبهه نیز در زمینه ورزش و کوهنوردی همتی بلند برای صعود به قله های بلند داشت. حمیدرضا با صعود به بلندی کوه‌ها پیمودن کوه‌های ایمان و انسانیت را تجربه می‌کرد و در این امر مهم با خودسازی، خود را به خدا نزدیک‌تر می‌کرد. دوستان کوهنورد او خاطرات بسیاری از ایمان راسخ این شهید بزرگوار را به یاد دارند. در هنگام کوهنوری به محض رسیدن به اولین قرارگاه فوراً به نماز می ایستاد و در بعضی از  قله های پوشیده از برف که سرما بیداد می‌کرد، او از چادر استراحت خارج می‌شد وضو می‌گرفت و با حالتی متواضع به نماز می‌پرداخت. حمیدرضا نسبت به اساتید خود احترام فوق‌العاده‌ای قائل بود و همیشه در مقابل آنان خاضع و فروتن بود از طبیعت و جلوه های الهی بهره‌های معنوی می‌برد و می‌گفت: «من از کوهستان درس شجاعت و پایداری ‌آموخته‌ام.» گروهی از کوه‌نوردان را جهت اعزام به جبهه تشویق نمود و اسباب اعزام ایشان را فراهم نمود. مدتی فرماندهی آموزش نظامی نیروهای بسیج را عهده دار شد. ولی خود مثل یک بسیجی در کنار دیگر رزمندگان مشغول به رزم بود. تأیید اخلاقی و معرفتی مادر فداکار که عمری را در تربیت فرزندان خود تلاش کرده بود تا آنان را جوانانی غیور و حسینی بار آورد با آشنایی فرزندانش به محفل انس و ارادت به حضرت ابا عبداللّه الحسین (علیه السلام) یعنی مسجد قبا(آتشی‌ها) حق این مادر را  به حمیدرضا و محمّدرضا( برادر شهیدش) به کمال رساند و همراهی با استاد اخلاق و مربی الهی حضرت آیت اللّه سید علی‌محمّد دستغیب«مدظله‌العالی» سرمایه‌ای شد تا این دو جوان با توشه‌ای مظاعف راه الهی خود را طی نمایند. و این محبت و دوستی  پس از شهادت دو شهید گرانقدر این خانواده مستحکم بود تا روزی که مادر بزرگوار در قید حیات بود حلقه دوستی و محبت خود را با ایشان قطع نکرد. و در روز بیست و ششم اسفند ۱۳۶۳ درعملیات بدر وعده وصال شهید گرانقدر فرا رسید و  با اصابت گلوله تانک دشمن به سنگری در جنوب دجله روح بلند شهید حاج حمید رضا فرخی عاشقانه به دیدار دوست شتافت. روحش شاد

تصاویر:

فیلم و صوت:

خاطرات:

 

کلیه ی حقوق این وب سایت برای بسیج ورزشکاران کشور محفوظ است